انجمن وب سایت مشاوره در زمینه پروژه های برنامه نویسی و طراحی وب سایتهای تجاری

نسخه‌ی کامل: حسابداری صنعتی
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
فصل اول :
مقدمه
حسابداري صنعتي حوزه اي از حسابداري است . كه با هزينه يابي محصول سر كار دارد ، هزينه يابي محصول اطلاعات موردنياز را براي تهيه صورتهاي مالي در مورد قيمتتمام شده موجوديها و قيمت تمام شده كالاي فروش رفته فراهم مي آورد . حسابداري صنعتي گاههي اوقات حسابداري مديريت ني ناميده مي شود بايد به عنوان بازوي مديريت در ارتباط با برنامه ريزي و كنترل فعاليتها تلقي گردد . در حقيقت حسابداري صنعتي مديريت را با ابزار حسابداري مورد نياز جهت برنامه ريزي ، كنترل و ارزيابي عمليات مجهزمي نمايد.
امروزه يكي از زمينه ها ي فعاليت انجمن هاي حسابداران خبره كشوورهاي مختلف سعي در ارائه مناسبترين روشهاي محاسبه قيمت تمام شده محصولات است . زيرا ادامه فعاليت مؤسسات توليدي در صورتي امكان پذير است كه قيمتهاي محاسبه شده دقيق و قابل رقابت در بازار توايد باشند . در غير اينصورت يعني ارائه غلط اطلاعات موجب گمراهي مديران تصميم گيرنده و در نتيجه از دست دادن بازار فروش و نهايتاٌ تعطيلي بنگاه اقتصادي خواهد گرديد . چگونگي محاسبه قيمت تمام شده طي ساليان متمادي از تحولات و تغيرات چشمگيري بر خوردار بوده و هدف اصلي از اين تغييرات ، دستيابي به روشهاي محاسبه دقيق قيمت تمام شده محصولات بوده است . به دليل اهميت موضوع روش هاي مختلف محاسبه قيمت تمام شده مورد برسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد .
كاربردهاي حسابداري صنعتي :
اطلاعات تهيه شده توسط حسابداري صنعتي در تصميم گيري و ارزيابي عملكرد مورد استفاده قرار مي گيرد . تصمصم هاي مربوط به تعيين قيمت فروش ، ساخت يا خريد و بودجه بندي با استفاده از اطلاعات حسابداري صنعتي انجام مي شود . هنگامي كه اطلاعات حسابداري صنعتي بمنظور ارزيابي عملكرد فعاليت واحدهاي مختلف سازمان ، توسط مديران و در داخل سازمان مورد استفاده قرار مي گيرند . در ان حالت مي گوئيم اطلاعات براي مقاصد " حسابداري مديريت " مورد استفاده قرار گرفته است . اگر اين اطلاعات به قصد ارزيابي عملكرد سازمان و توسط استفاده كنندگان خارجي نظير سهامداران يا بستانكاران مورد استفاده قرار گيرد . آنگاه مي توان گفت اطلاعات براي مقاصد " حسابداري مالي " مورد استفاده واقع شده است . معمولاٌ حسابداري صنعتي در رابطه با كاربرد آن در عمليات توليدي مورد بحث قرار مي گيرد . اما همواره چنين نيست يرا در هر نوع فعاليت بدون در نظر گرفتن وسعت آن ، كه در آن ارزشهاي پولي مطرح گردد، مفهوم و شيوه هاي حسابداري صنعتي كاربرد پيدا خواهد نمود . بار افزايش كارايي ، فعاليتهاي غير توايدي موئسسات توليدي ، مؤسسات عمده فروشي ، خرده فروشي ، بانكها ، شركتهاي بيمه، شركت هاي حمل و نقل ، خطوط هواپيمايي ، بيمارستانها ع سازمانهاي دولتي ، دانشگاهها و مؤسسات خيريه بايد از روشهاي حسابداري صنعتي استفاده نمايند . در فصل هاي آتي راجع به شيوه هاي حسابداري صنعتي مورد استفاده در برخي از واحد هاي فوق توضيحاتي ارائه خواهد شد . در ساير مؤسسات و وا حد هاي غير توليدي ، كه در فوق ذكر نگرديده اند . استفاده از شيوه هاي حسابداري صنعتي به نظر مديريت و كاركنان واحد حسابداري آنان بستگي دارد .

مواد مستقيم :
شامل كايه موادي است كه بخش جدائي ناپذير و قابل شناسايي كالاي ساخته شده راتشكيل مي دهد . مواد مستقيم ممكن است به شكل خام ، مانند نفت خام براي ساختن بنزين و يا قسمتهاي ساخته وخريداري شده مانند موتور و گير بوكس ، در مونتاژ اتومبيل باشد . مواد مستقيم معمولاٌ قسمت عمده هزينه هاي توليد را تشكيل مي دهند .
كار مستقيم :
كار مستقيم كاري است كه بطور مستقيم صرف تبديل مواد اوليه به كالاي ساخته شده مي گردد .هزينه حقوق كاركنان كه بتوان به كالاي تخصيص داد كار مستقيم ناميده مي شود هزينه حقوق كارگراني كه در قسمت منتاژ اتومبيل كار مي كنند .

* عوامل تشكيل دهنده هزينه هاي توليد يا قيمت تمام شده محصول
سربا ركارخانه :
كليه هزينه ها ي تو ليد غير از مواد مستقيم و كار مستقيم جزء هزينه هاي سربار كارخانه مي باشند . هزينه هاي مواد غير مستقيم و ساير هزينه هاي توليد آنها را به طور مستقيم به اقلام مشخص توليد اختصاص داد ، هزينه هاي سربار كارخانه ناميده مي شوند .
* مواد غير مستقيم :

موادي كه براي تكميل كالا ضروري بود ع ولي به علت ناچيز بودن مصرف آن در توليد و يا پيچيدگي در محاسبه و نسبت دادن مستقيم آن به يك واحد كالا ، نتوان آن را به عنوان مواد مستقيم طبقه بندي كرد . مواد غير مستقيم ناميده مي شود . چسب و يخ درتوليد صندلي و همچنين مواد مصرفي كارخانه از قبيل روغن ، گريس و پارچه تنظيف از جمله مواد غير مستقيم مي باشد .

كار غيرمستقيم
كار غيرمستقيم كاري است كه به طور مستقيم تأثيري در ساخت و تركيب كالاي ساخته شده ندارد. مانند هزينه دستمزد سركارگران، نگهبانان تعميرات و كاركنان انبار.
نمونه‌اي ديگر از هزينه‌هاي سربار كارخانه به قرار زير مي‌باشند.
سوخت، روشنايي، اجاره ساختمان كارخانه، استهلاك ساختمان كارخانه، استهلاك ماشين‌آلات و تجهيزات، تعميرات ماشين‌آلات و تجهيزات، حق اضافه‌كاري اوقات تلف شده، تعميرات ساختمان كارخانه، بيمه حوادث ساختمان و ماشين‌آلات و تجهيزات. هزينه اوقات تلف شده‌ي عادي (غيرقابل اجتناب) به حساب سربار كارخانه منظور مي‌شود. ولي هزينه اوقات تلف شده‌اي كه در اثر عدم كارآيي به وجود آيد به حساب زيان حاصل از اوقات تلف شده (در صورت حساب سود و زيان) منظور مي‌گردد.
حسابداري مديريت
1- واحد تجاري
بر اساس نمودار ساخت مخروطي سازمان به وسيله‌ي سرگروه كاركنان زير اداره مي‌گردد.
1- مديران عملياتي: شامل سركارگران و سرپرستان
2- مديران مياني: شامل رؤساي دواير، مديران قسمت‌ها و مديران شعب
3- مديران اجرايي شامل: مديرعامل، معاونين و مديران بخش‌هايي از ميل خريد، فروش، مهندسي، توليد و امور مالي حسابداري
بنابراين مديريت اساساً در برگيرنده‌ي افرادي است كه فعاليت‌هاي آن‌ها از طريق رهنمودها، دستورالعمل‌ها، تصميمات در بالاترين سطح زماني، برنامه‌ريزي و كنترل كنترل مي‌گردد.
برنامه‌ريزي شامل تنظيم برنامه جامع عملياتي است كه در برگيرنده‌ي كليه مراحل و جزئيات عمليات بوده، به طوري كه به اجراي برنامه در قسمت‌اي قابل كنترل توجه خاص مبذول گردد.
”كنترل“ وسيله‌اي است كه واحد تجاري را از طريق مقايسه عملكرد با تصميات و سياست‌هاي از پيش تعيين شده به سمت هدف يا اهداف مورد نظر هدايت مي‌كند.
اگرچه تشريك مساعي در برنامه‌ريزي در كليه سطوح مديريت لازم و ضروري است ولي برنامه‌ريزي اساساً از وظايف مديران اجرايي مي‌باشد. مرحله كنترل تمامي سطوح مديريت را در بر مي‌گيرد. براي اداره امور واحد تجاري، مديريت به طور مداوم و منظم به اطلاعات مقايسه‌اي هزينه‌ها و تجزيه و تحليل اطلاعات مربوط به هزينه وسود نياز دارد. اين اطلاعات جهت دستيابي به موارد زير ضروري است:
1- تعيين ميزان سود مورد نياز توسط مديران اجرايي
2- تعيين اهداف هر يك از دواير به منظور هدايت مديران و عملياتي، جهت دستيابي به هدف نهايي واحد تجاري
3- سنجش و كنترل فعاليت‌هاي هر دايره با استفاده از بودجه و استانداردها
4- تجزيه و تحليل، تصميم‌گيري در رابطه با اصلاحات و بهبود عمليات به منظور هدايت كليه فعاليت‌هاي واحد تجاري در جهت نيل به اهداف تعيين شده.
منابع اوليه اطلاعات حسابداري
بسياري از اطلاعات اوليه حسابداري صنعتي ناشي از فعاليت‌هاي غيرحسابداري مي‌باشد. علاوه بر مدارك و سياهه‌هاي مربوط به خريد و مصرف مواد و با انتقالات مواد بين دواير مختلف حسابداري نياز به گزارشاتي در مورد بررسي‌هاي زماني، مدارك مربوط به ساعت كاركرد واقعي كاركنان، صورت حساب‌هاي مواد خريداري شده و ... دارند. بررسي ظرفيت ماشين‌آلات نيز از جمله ساير اطلاعات مورد نياز مي‌باشد اعتماد حسابداران به اطلاعات ارائه شده و توسط ساير دواير مستلزم آن است كه اطلاعات مزبور، صحيح و قابل اعتماد بوده و در زمان‌هاي مناسب ارائه گردند. حسابداران اطلاعات دريافتي را به نحوي مورد استفاده و ارزيابي قرار مي‌دهد كه بتواند مديريت را در تصميم‌گيري‌ها ياري دهند. از آن جا كه اين گونه اطلاعات هزينه‌اي بستگي به صحت و مناسب بودن و به موقع بودن اطلاعات و دريافتي از دواير مختلف دارد. لذا دايره حسابداري صنعتي در مجموعه دواير يك واحد تجاري تبديل به يك دايره‌ي ياري‌دهنده خواهد شد.
در حقيقت يكي از مسائل مديريت اجرايي، ؟؟؟ كارمندان تحت نظارت و آشنا نمودن ساير كاركنان با جوانب مختلف هزينه و تشويق آن‌ها جهت اجراي روش‌هاي هزينه‌يابي به منظور بهبود روش‌هاي كنترل هزينه مي‌باشد.
هزينه‌هاي دوره
هزينه‌هايي هستند كه هنگام انجام در هر دوره‌اي در همان دوره به حساب سود و زياد منظور مي‌گردند مانند هزينه‌هاي اداري، توزيع و فروش، هزينه‌هاي دوره جزء قيمت تمام شده‌ي محصول منظور نمي‌گردند.
بهاي اوليه بهاي تبديل
بهاي اوليه به طور مستقيم مربوط به توليد بوده و شامل مواد مستقيم و كار مستقيم مي‌باشد. بهاي تبديل يا هزينه‌هاي تبديل مربوط به هزينه‌هايي مي‌شودن كه مواد مستقيم را به محصول ساخته شده تبديل مي‌نمايند و شامل هزينه‌هاي سربار كارخانه و هزينه‌ي كار مستقيم مي‌باشد.
نحوه‌ي رفتار با هزينه‌ها
هزينه‌ها در ارتباط با مقدار توليد يا سطح فعاليت به صورت متغيير و ثابت و نيمه‌متغير طبقه‌بندي مي‌گردند. نحوه‌ي رفتار هزينه‌ها فقط در دامنه‌ي مربوط فعاليت هر شركت كاربرد پيدا مي‌كند دامنه‌ي مربوط فعاليت، دامنه‌اي از فعاليت است كه در آن دامنه جمع هزينه‌هاي ثابت و متغير هر واحد ثابت بماند.
هزينه‌هاي متغير
هزينه‌هاي متغير براي هر واحد محصول ثابت مي‌باشند و كل هزينه‌هاي متغيير به نسبت مستقيم با مقدار توليد يا سطح فعاليت تغيير مي‌كند به طور مثال: اگر هزينه‌ي مواد مستقيم براي توليد هر واحد محصول مبلغ 2000 ريال باشد. با افزايش توليد هرواحد محصول، كل هزينه‌ي متغيير مواد مستقيم نيز به مبلغ 2000 ريال افزايش مي‌يابد. از نظر رياضي رابطه‌ي بين كل هزينه‌هاي متغيير و سطح فعاليت به صورت زير است:

هزينه‌هاي ثابت
كل هزينه‌هاي ثابت در دامنه‌ي مربوط فعاليت ثابت مي‌باشند در صورتي كه هزينه‌ي ثابت براي هر واحد محصول با سطح فعاليت تغيير مي‌كند.
با افزايش سطح فعاليت هزينه ثابت هر واحد محصول كاهش مي‌يابد براي مثال هزينه‌ي اجراه، كارگاهي با ظرفيت توليد 1000 واحد در سال 000/000/2 ريال است در اين صورت هزينه‌ي ثابت هر واحد 2000 ريال است از نظر رياضي هزينه‌ي ثابت هر واحد به صورت زير است:


هزينه‌هاي نيمه متغيير
هزينه‌هاي نيمه‌متغيير داراي هر دو خصوصيت هزينه‌هاي ثابت و متغيير مي‌باشند و به منظور برنامه‌ريزي و كنترل هزينه‌هاي نيمه متغير را بايد به اقلام ثابت و متغير تفكيك كرد. جزء ثابت حداقل هزينه براي در اختيار داشتن يك نوع سرويس در عمليات مي‌باشد. جزء متغيير هزينه‌اي است كه در اثر استفاده از آن سرويس به وجود مي‌آيد. براي مثال اگر حقوق مدير فروش ماهيانه مبلغ 000/500/1 ريال باشد و براي هر واحد محصول كه فروخته مي‌شود، 500 ريال به عنوان كميسيون دريافت نمايد در اين صورت هزينه‌ي قوق مدير ياد شده يك نوع هزينه‌ي نيمه متغيير است، هزينه‌هاي نيمه‌متغيير به صورت رابطه رياضي زير است:

سازماندهي
اساساً تعيين چهارچوبي است كه در آن فعاليت‌هاي ضروري بايد اجراء گردد و افراد مسئول انجام فعاليت‌هاي مشخص گردند. بدون وجود سازمان‌دهي مناسب مدير قادر به انجام وظايف محوله نخواهد بود. اصطلاح سازمان‌دهي يا سازمان به مفهوم منظم بودن واحدها و قسمت‌هاي مستقل مرتبط با يكديگر در يك مجموعه كلي مي‌باشد سازمان‌دهي مستلزم:
1- قرار دادن قسمت‌ها و دواير يك واحد تجاري در يك چهارچوب سازماني مطلوب
2- تقسيم مسئوليت و تفويض اختيار به بعضي افراد مي‌باشد. اين گونه فعاليت‌هاي سازماني شامل گردآوري افراد به منظور انجام كار و پيشبرد و امور واحد تجاري نيز مي‌گردد. به دليل وجود تحويلات، گرايشات، عقايد و آرزوهاي مختلف كاركنان يك واحد تجاري، وجود دستورالعمل‌ها و هم چنين صبر و شكيبايي، جهت رسيدن به ساخت سازماني مطلوب از ضروريات است پيدايش يك سازمان شامل ايجاد واحدهاي سازماني از قبيل قسمت‌ها، دواير، بخش‌ها، شعب و ... مي‌باشد و واحدهاي سازماني ياد شده به منظور تقسيم وظايف و مسئوليت‌ها، بر اساس توانايي، تخصص كاركنان ايجاد مي‌گردند فعاليت‌ةاي عمده و اساسي يك واحد توليدي معمولاً شامل فعاليت‌هاي 1 و توليد 2 و توزيع و فروشي 3 اداري و تشكيلاتي مي‌باشد در هر يك از اين سه واحد سازماني عمده، دواير و بخش‌هاي مختلف بر حسب ماهيت، ميزان كار، درجه تخصص، تعداد كاركنان، محل كار به وجود مي‌آيد پس از ايجاد واحد سازماني، مديريت به منظور انجام كارها بايد اموري را به هر يك از اين واحدها محول نمايد. جهت دستيابي به اهداف واحد تجاري، تقسيم و تخصيص مناسب كارها بين كاركنان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است از جمله موارد با اهمتي ديگر، روابط بين رئيس و مرئوس از يك طرف و روابط بين مديران در سطح مديريت از طرف ديگر باشد كه واحدهاي سازماني را در قالب يك مجموعه به يكديگر پيوند مي‌دهند.


مثال جامع
شركت توليدي نمونه
صورت حساب سود و زيان
براي سال مالي منتهي به 29 اسفند 1x13

ريال ريال ريال
فروش (000/500/4 واحد هر واحد 5/5 ريال)
كسر مي‌شود. 000/750/24 100
بهاي تمام شده كالاي فروش دفتر (جدول شماره1)
سود ناخالص
كسر مي‌شود 000/285/21
000/465/3 86
14
هزينه‌هاي توزيع و فروش (جدول شماره 2) 000/580
هزينه‌هاي اداري و تشكيلاتي (جدول شماره3) 750/533
سود خالص عملياتي 750/113/1
250/350/2 5/4
5/9
درآمد هزينه‌هاي متفرقه
سود سهام دريافتي و درآمد حاصل از واگذاري حق‌الامتياز 000/167
سود حاصل از فروش و دارايي‌هاي ثابت 000/12
000/179
هزينه‌ي سود تضمين شد 500/129
سود خالص قبل از كسر ماليات 500/49 2/0

كسر مي‌شود
ماليات بر در آمد 250/064/1 ¾
سود خالص پس از كسر ماليات 500/336/1 4/5

قسمت بهاي تمام شده كالاي فروش رفته صورت حساب سود و زيان شركت توليدي نمونه و يا هر شركت توليدي ديگر مي‌تواند از پنج بخش مجزا به شرح زير تشكيل گردد:
1- بخش مواد مستقيم: شامل موجودي اول دوره، خريد برگشت از خريد، مصرف و موجودي پايان دوره
2- بخش كار مستقيم شامل آن قسمت از كار كارگران توليدي است كه به طور مستقيم با توليد محصولات ارتباط دارد.
3- بخش سربار كارخانه شامل كليه‌ي هزينه‌هايي است كه به طور غيرمستقيم در توليد محصولات تأثير مي‌گذارند، از قبيل مواد مستقيم و استهلاك ماشين‌آلات، اين بخش سربار ثابت و متغيير كارخانه را به تفكيك نشان نمي دهد ولي به منظور انجام هر گونه تجزيه و تحليل هزينه، تفكيك هزينه‌اي سربار به ثابت و متغيير ضروري است.
همان طور كه در قسمت‌هاي بعدي ملاحظه خواهد شد جهت منظور نمودن هزينه سربار كارخانه حساب كالاي در جريان ساخت از نرخ از پيش‌تعيين شده سربار كارخانه (نرخ جذب سربار) استفاده مي‌گردد. شركت نمونه سربار كارخانه را بر اساس واحد توليدي (9/0 زيان هر واحد) جذب مي‌نمايد. سربار كارخانه را مي‌توان با استفاده از مباني ديگري از قبيل درصدي از هزينه دستمزد مستقيم يا تعداد ساعات كار مستقيم نيز جذب سربار به مبلغ 9/0 ريال براي هر واحد جمع سربار جذب شده كارخانه بالغ بر 000/987/3 ريال خواهد شد كه با كسر مبلغ 900/915/3 ريال سربار واقعي كارخانه كمتر از سربار جذب شده مي‌باشد، در جدول بهاي تمام شده كالاي فروش رفته شركت نمونه اختلاف مذكور به صورت زير نمايش داده مي‌شود:
ريال ريال
سربار جذب شده كارخانه
كسر مي‌شود 000/987/3
اضافه جذب سربار 100/71
سربار واقعي كارخانه طبق جدول 900/915/3

4- بخش موجودي كالاي جريان ساخت، مبين هزينه‌هاي در جريان ساخت ابتداي دوره و پايان دوره مالي مي‌باشد.
5- بخش موجودي كالاي ساخته شده شامل موجودي كالاي ساخته شده ابتدا و پايان دوره مي‌باشد.

شركت توليدي نمونه
بهاي تمام شده‌ي كالاي فروش رفته
براي سال مالي منتهي به 29 اسفند 1x13
(جدول شماره1)

1- مواد مستقيم ريال ريال ريال
موجودي مواد (01/01/1x13) 400/572/1
خريد مواد

كسر مي‌شود برگشت از خريد 000/420/8
000/420
000/387/8
مواد خام آماده براي مصرف 400/950/9
كسر مي‌شود موجودي مواد در (29/12/1x13) 600/270/1
مواد خام مصرف شده 800/679/8
2- دستمزد مستقيم
3- سربارخانه
دستمزد غيرمستقيم 300/329/1
حقوق 000/972
مواد غيرمستقيم 000/489
نيرو- برق مصرفي 000/112
حرارت 200/69
روشنايي 300/44
ملزومات مصرفي كارخانه 000/50
استهلاك- ساختمان كارخانه 300/68
استهلاك- ماشين‌آلات 000/43
تعميرات و نگه‌داري 800/145
استهلاك- حق‌الاختراغ 200/33
ابزار آلات مصرفي 600/178
بيمه ساختمان و ماشين‌آلات كارخانه 200/21
جمع هزينه‌هاي توليدي 900/915/3
100/942/19
800/333/2
4- اضافه مي‌شود: موجودي كالاي در جريان ساخت در 01/01/1x13 000/280/22
200/303/1
كسر مي‌شود: موجودي كالاي در جريان ساخت در 29/12/1x13 900/967/20
5- موجودي كالاي ساخته شده در 01/01/1x13 (000/210 واحد) 100/966
موجودي كالاي آماده براي فروش 000/943/21

كسر مي‌شود:
موجودي كالاي ساخته شده در (29/12) 1x13) (000/140 واحد)

000/658
بهاي تمام شده كالاي فروش رفته (000/500/4 واحد) 000/285/21

لینک دانلود فایل word در قالب doc و docx

شركت توليدي نمونه
هزينه‌هاي توزيع و فروش
براي سال مالي منتهي به 29 اسفند 1x13
(جدول شماره2)

ريال
حقوق و كارمزد كاركنان 500/330
000/43
850/16
000/125
800/11
000/21
000/4
500/7
500/13
850/6
000/580


شركت توليدي نمونه
هزينه‌هاي اداري و تشكيلاتي
براي سال مالي منتهي به 29 اسفند 1x13
(جدول شماره3)

ريال
حقوق مديران 200/290
حقوق كاركنان 250/77
هزينه‌هاي مسافرت 450/22
هزينه‌هاي حقوقي 500/17
استهلاك- اثاثيه و منصوبات 200/6
نوشت‌افزار و ملزومات 450/5
تلفن و تلگراف 800/7
پست 650/3
آبونمان 750/4
حق‌الزحمه حسابرسي 000/46
سوخت و روشنايي 500/533
جمع 750/533


شركت توليدي نمونه
ترازنامه
براي سال مالي منتهي به 29 اسفند 1x13
(جدول شماره1)

ريال ريال ريال
دارايي‌ها
دارايي‌هاي جاري
موجودي نقدي 000/320/2
اوراق بهادار 000/820
حساب‌هاي دريافتي (خالص) 000/661/2
موجودهاي جنس مواد خام- كالا در جريان ساخت- كاملاً ساخته شده) 800/231/2
پيش پرداخت بيمه 000/220
جمع دارايي‌هاي جاري 800/252/9
دارايي‌هاي ثابت
زمين 000/289
ساختمان 100/406/3
ماشين‌آلات و تأسيسات 000/529/12
كسر مي‌شود: استهلاك انباشته 110/935/15
جمع دارايي‌هاي ثابت 000/118/8 100/817/7 100/106/8
جمع دارايي‌ها 900/358/17
بدهي‌ها
بدهي‌هاي جاري
حساب‌هاي پرداختني 800/990
ماليات، سود و تضمين شده و حقوق و دستمزد پرداختي 000/045/1
ماليات برآورد پراختي سال جاري 700/190
حصه جاري بدهي‌هاي بلند مدت 000/200
جمع بدهي‌ها 500/416/2
حقوق صاحبان سرمايه 500/677/2
- سهام عادي
سود (زيان) انباشته 000/258/4
حقوق صاحبان سرمايه 900/996/7
جمع بدهي‌ها و حقوق صاحبان سرمايه 900/254/12
900/358/17

فصل دوم
حسابداري صنعتي هزينه‌ها را متناسب با برنامه‌ها و نيازهاي مديريت طبقه‌بندي و اندازه‌گيري مي‌كند. به منظور كمك به مديريت واحد تجاري و اخذ تصميمات منطقي، هزينه‌ها بايد به دقت بررسي، اندازه‌گيري و بر اساس مبنايي مناسب و مربوط طبقه‌بندي شوند. نياز به تجزيه و تحليل و طبقه‌بندي هزينه‌ها ناشي از وجود پراكندگي وسيعي است كه در موارد استفاده از اصطلاحات و مفاهيم به كار گرفته شده در محاسبه هزينه‌ها وجود دارد و اين پراكندگي خود منتج از عوامل مختلف است. هزينه‌ها ممكن است تحت شرايط متفاوت براي مقاصد گوناگون و توسط افراد مختلف محاسبه گردند. حسابداري صنعتي وسيله‌اي براي رسيدن به هدف است. خود به عنوان يك هدف تلقي نمي‌گردد.
مفهوم هزينه
حسابداران و اقتصاددانان، مهندسين و ساير افرادي كه به نحوي با مشكلات مربوط به هزينه روبه‌رو هستند. مفاهيم و اصطلاحات را بر حسب نيازهايشان براي هزينه به وجود آورده‌اند. تعريف و تشريح هزينه به خوبي كه هيچ ابهامي نيست به مفهوم آن باقي نماند امر ساده‌اي نيست. تعاريفي به شرح در مرود مفهوم هزينه ارائه گرديده است.
1- هزينه عبارت از كاهش ناخالص دارايي‌ها و يا افزايش ناحالص بدهي‌ها است كه ناشي از فعاليت‌هاي يك واحد تجاري بوده و سبب تغيير حقوق ساحبان سرمايه گرديده و طبق اصول مورد قبول حسابداري شناسايي و اندازه‌گيري مي‌شود.
2- هزينه يعني از دست دادن منابع كه منظور دستيابي به يك هدف مشخص واقع شده يا بلقوه واقع مي‌شود و بر حسب واحد پول اندازه‌گيري مي‌گردد.
3- هزينه عبارت است از قيمت مبادله منابع از دست داده شده يا فدا شده جهت تضمين منافع.
4- هزينه عبارت است از كاهش در خالص دارايي‌ها در نتيجه استفاده از خدمات اقتصادي جهت تحصيل درآمد، هزينه از طريق كاهش در دارايي يا افزايش در بدهي كه در ارتباط با توليد و تحويل كالا و ارائه خدمات مي‌باشد، اندازه‌گيري مي‌شود. در مفهوم وسيع كلمه‌ي هزينه شامل كليه‌ي هزينه‌هايي استكه به عنوان هزينه دوره‌شناسايي و از آن درآمد همان دوره تحت عناويني از قبيل بهاي تمام شده كالا يا خدمات فروش رفته، هزينه‌هاي عملياتي، هزينه‌هاي اداري و توزيع و فروش و زمان‌شناسي از فروش دارايي ثابت از يكديگر متمايز مي‌گردند.
اگرچه اصطلاح هزينه مترادف با اصطلاح مخارج مورد استفاده قرار مي‌گيرد با اين وجود اصطلاح هزينه هم در مورد دارايي‌ها و هم در مورد مخارج به كار گرفه مي‌شود هزينه در يك مقطع از زمان عبارت است از مبالغ پرداخت شده در مبادلات و در مقطع زماني يكديگر عبارت است از ارزش مطلوب بازار اقلام داده شده در مقابل اقلام دريافت شده اصطلاح مخارج به جنبه‌هاي فداكاري و صرف نظر در معاملات اشاره دارد.
طبقه‌بندي هزينه‌ها
طبقه‌بندي هزينه‌ها به منظور تهيه اطلاعات هزينه‌اي ضروري است با توجه به پنج هدف تشريح شده در صفحات قبل اين طبقه‌بندي براي مديريت واحدهاي تجاري مفيد خواهد بود. بنابراين طبقه بندي هزينه‌ها به طرق زير صورت مي‌گيرد:
1- از طريق ماهيت اقلام هزينه (طبقه‌بندي طبيعي)
2- با توجه به دوره‌ي حسابداري كه هزينه‌ها به آن مربوط مي‌شوند
3- از طريق گرايش به تغيير در ارتباط با تغيير در سطح توليد يا حجم فعاليت
4- از طريق ارتباط آن‌ها با محصول
5- از طريق ارتباط آن‌ها با دواير خدماتي
6- براي مقاصد برنامه‌ريزي و كنترل
7- براي فرآيندهاي تجزيه و تحليل
طبقه‌بندي طبيعي هزينه‌ها
فرآيند طبقه‌بندي هزينه و مخارج را مي‌توان به گروه‌بندي ساده كليه‌ي هزينه‌هاي توليد بر حسب 3 عامل اصلي هزينه (مواد، دستمزد، سربار) آغاز كرد. در يك واحد توليدي كل هزينه‌هاي عملياتي به 2 گروه تقسيم مي‌شوند:
1- هزينه‌هاي ساخت 2- هزينه‌هاي تجاري
هزينه‌هاي ساخت
هزينه ساخت غالباً هزينه توليد يا هزينه‌ي كارخانه ناميده مي‌شود. و عبارت است از جمع هزينه‌هاي مواد مستقيم، كار مستقيم و سربار كارخانه طي دوره حسابداري آن قسمت از هزينه‌هاي ساخت كه بيانگر كالاي ساخته شده است به حساب موجودي كالاي ساخته شده منتقل گرديد. در حالي كه كالاي تكميل نشده در حساب كالاي در جريان ساخت باقي مي‌مانند.
هزينه‌هاي تجاري
هزينه‌اي تجاري نيز به 2 گروه عمده تقسيم مي‌شوند:
1- هزينه‌هاي بازاريابي و توزيع و فروش
2- هزينه‌هاي اداري و تشكيلاتي و وقوع هزينه‌هاي بازاريابي از زماني است كه كالاي توليد شده براي فروش آماده مي‌گردد. هزينه‌هاي بازاريابي در برگيرنده هزينه‌اي فروش و تحويل كالا است. هزينه‌هاي اداري شامل هزينه‌هاي واقع شده به منظور كنترل و اداره واحد تجاري مي‌باشد غالباً برخي از اين اقلام مانند حقوق مديران اجرايي به عنوان هزينه‌هاي ساخت و بازاريابي تلقي مي‌گردند. جمع هزينه‌هاي ساخت و تجاري دوره به عنوان ”هزينه ساخت و فروش“ شناخته مي‌شود كه طبقه‌بندي اصلي هزينه‌ها بايد شامل طبقه‌بندي‌هاي فرعي نيز گردد. نمودار زير نتايج حاصل از طبقه‌بندي كل هزينه‌هاي عملياتي و هر يك از اقلام هزينه را نشان مي‌دهد.
مواد مستقيم دستمزد مستقيم بهاي اوليه
مواد غيرمستقيم دستمزد غيرمستقيم ساير هزينه‌هاي غيرمستقيم سربار كارخانه
مواد غيرمستقيم شامل:
ملزومات مصرفي كارخانه، نقليه، روغن، گيريس و ...
دستمزد غيرمستقيم شامل:
سرپرستي، بازرسي، حقوق كاركنان دفتر كارخانه، اوقات تلف شده
ساير هزينه‌هاي غيرمستقيم
اجاره، بيمه، عوارض، استهلاك، تعميرات، نيرو، روشنايي، حرارت، سربار متفرقه كارخانه.
جمع هزينه‌هاي عملياتي =هزينه‌هاي توزيع و فروش +هزينه‌هاي اداري هزينه‌هاي توليدي
هزينه‌هاي اداري، توزيع و فروش
هزينه‌هاي توزيع و فروش شامل
حقوق، كارمزد، تبليغات، نمونه‌هاي اهدايي، مسافرت، اجاره، تلفن و تلگراف
هزينه‌هاي اداري شامل:
حقوق، اجاره، حسابرسي، مشكوك‌الوصول، نوشت‌افزار، پست
ويژگي‌هاي هزينه‌هاي متغيير عبارتند از:
1- قابليت تغيير كل هزينه در ارتباط مستقيم با توليد
2- ثابت بودن هزينه نسبي هر واح صنفي در شرايط تغيير
3- تخصيص ساده و تقريباً دقيق به دواير عملياتي
4- كنترل وقوع و مصرف آن‌ها به وسيله‌ي سرپرستان دواير
* هزينه‌هاي زير در طبقه‌بندي هزينه‌هاي متغيير قرار مي‌گيرند
سربار متغيير كارخانه
مواد غيرمستقيم حمل مواد به داخل كارخانه
سوخت هزينه نظافت كارخانه
نيرو اضافه‌كاري
ابزارآلات مصرفي
ضايعات (در صورتي كه جزء هزينه‌هاي مستقيم منظور
اوقات تلف شده شده باشد)


فصل سوم
مؤسسه‌هاي توليدي مواد اوليه را به صورت خام خريداري مي‌كنند پس از تبديل آن به كالاي ساخته شده آن‌ها را به فروش مي‌رسانند. تفاوت بهاي فروش كالاي فروش رفته و بهاي تمام شده‌ي آن‌ها سود ناويژه فروش مي‌باشد.
سپس هزينه‌هاي اداري و توزيع و فروش از سود ناويژه كسر مي‌گردد. حاصل سود ويژه‌ي عملياتي خواهد بود. اقلام اصلي بهاي تمام شده‌ي كالاي فروش رفته، عبارتند از مواد مستقمي، دستمزد مستقيم و ساير عوامل توليد (سربار- كارخانه) و نيز بهاي تمام شده‌ي كار در جريان ساخت اول دوره و پايان دوره و در نهايت بهاي تمام شده‌ي كالاي ساخته شده‌ي اول دوره و پايان دوره سيستم حسابداري صنعتي در مؤسسه‌هاي توليدي مختلف به نحوي طراحي مي‌شود كه بتواند بهاي تمام شده‌ي توليد به صورت صحيح استخراج نمايد.
دفاتر كارخانه (دفاتر صنعتي) و دفاتر اداره‌ي مركزي (دفاتر مالي)
در مؤسسه‌هاي توليدي ممكن است تمامي فعاليت‌ها در يك محل صورت گيرد. يا اين كه بين اداره‌ي مركزي و محل كارخانه فاصله‌ي كوتاهي وجود داشته بشاند در عين حال ممكن است بين اداره‌ي مركزي و محل كارخانه فاصله‌ي جغرافيايي به نسبت زيادي وجود داشته باشد كه در اين صورت ممكن است عمليات حسابداري صنعتي در دفاتر قسمتي (دفاتر كارخانه) كه دركاخانه نگه‌داري مي‌شوند، ثبت گردد.
قابل ذكر است كه در حال حاضر با توجه به وجود سيستم‌هاي رايانه‌اي امكان انتقال اطلاعات از محل كارخانه به اداره‌ي مركزي نگه‌داري مي‌شود كه نام اين حساب ”كنترل دفاتر مالي“ است از طرف ديگر نقل و انتقالات بين اداره‌ي مركزي و كارخانه در حساب‌هاي مذكور ثبت مي‌گردد و بايد همواره مانده‌ي بدهكار يكي با مانده‌ي بستانكار حساب ديگر مساوي باشد.
ويژگي‌هاي هزينه‌هاي ثابت عبارتند از:
1- ثابت بودن ميزان هزينه در سطوح توليد تعيين شده
2- كاهش هزينه ثابت هر واحد با افزايش سطح توليد
3- تخصيص به دواير از طريق تصميمات مديريت يا روش‌هاي تسهيم هزينه
4- كنترل وقوع هزينه‌ها از طريق مديران اجرايي
* هزينه‌هاي زير در طبقه‌بندي هزينه‌هاي ثابت قرار مي‌گيرند.
سربار متغيير كارخانه
حقوق مديران توليد حقوق نگهبان
استهلاك ساختمان و ماشين‌آلات تعميرات و نگهداري ساختمان‌ها
عوارض نوسازي ساختمان‌هاي كارخانه بيمه ساختمان و ماشين‌آلات
و اجاره محل كارخانه

حسابداري مواد و بهاي تمام شده‌ي آن
منظور از مواد، مواد اوليه (موادخام است) كه در مؤسسه‌هاي توليدي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مؤسسه‌هاي توليدي در طول سال به تدريج مواد اوليه را از فروشندگان خريداري و براي توليد محصولات به مصرف مي‌رسانند مواد اوليه شامل اقلامي از قبيل چوب براي ساخت ميز و صندلي، ورقه‌ي آهن براي توليد بدنه‌هاي اتومبيل و ... مي‌باشد. اين قبيل مواد را معمولاً در محصول توليد شده مي‌توان مشاهده كرد.
اهداف حسابداري مواد
1- ارزشيابي صحيح مواد خريداري، تحولي به خط توليد
2- ثبت صحيح در دفاتر
3- مؤسسه‌هاي توليدي مي‌توانند از دو سيستم زير براي اندازه‌گيري مقادير موجودي مواد و مصرف آن استفاده كننده:
1- سيستم ثبت ادواري
2- سيستم ثبت دائمي
سيستم ثبت ادواري
در سيستم ثبت ادواري مواد اوليه در اول دوره در حساب موجودي مواد در دفتر كل ثبت مي‌شود و كليه خريدهاي طي سال در حساب كنتر خريد منعكس گردد. در طول سال بابت مصرف مواد اوليه هيچ ثبتي در دفاتر به عمل نمي‌آيد بلكه در پايان سال موجودي مواد اول دوره و خريد طي سال در حساب توليد، بدهكار مي‌گردد. مقادير فيزيكي موجودي مواد در پايان سال (مواد مصرف نشده) را شمارش معيني كرد و با استفاده از روش‌هاي ارزيابي موجودي‌ها، ارزيابي و مبلغ محاسبه شده به حساب توليد بستانكار مي‌گردد.
- كنترل خريد ××
ح.پ/بانك ××
- ح. توليد ××
م. مواد ××
كنترل مواد ××
ثبت بابت منظور نمودن موجودي مواد اول دوره و كنترل خريد به حساب توليد
- موجودي مواد ××
ح- توليد ××
ثبت بابت محاسبه موجودي مواد پايان دوره برگشت نرخ توليد
سيستم ثبت دائمي
در سيستم دائمي، خريد مواد در حسابي تحت عنوان ”موجودي مواد“ ثبت مي‌شود اگر در ابتداي دوره موجودي مواد در انبار وجود داشته باشد بهاي تمام شده‌ي اين موجودي‌ها نيز در هان حساب قرار مي‌گيرد. هر گاه موادي براي استافده در توليد از انبار صادر مي‌شود صدور مواد به همين حساب منظور و بهاي تمام شده‌ي مواد صادره از انبار به محض خروج از انبار به حساب توليدات شركت منظور مي‌شود درواقع اطلاعات بهاي تمام شده‌ي توليد را به روز مي‌رساند. در همان حال اطلاعات حساب موجودي در انبار شركت است، بنابراين بر خلاف نظام ادواري بهاي تمام شده كه بهاي تمام شده‌ي كالاي صادره از انبار به صورت غيرمستقيم و در پايان هر دوره‌ي مالي محاسبه مي‌شود در نظام دائمي هم بهاي تمام شده‌ي مواد صادره از انبار هم بهاي تمام شده‌ي مواد موجود در انتهاي دوره به طو مستقيم به طور مستمر تعيين مي‌شود:
- موجودي مواد ××
ح- پ/ بانك ××
بابت خريد مواد اوليه
كالاي در جريان ساخت ××
موجودي مواد ××
بابت مصرف مواد اوليه در توليد
در ضمن سيستم ثبت دائمي براي موجودي كالاي ساخته شده نيز مورد استفاده قرار مي گيرد و بر اساس آن هنگام توليد كالا حساب موجودي كالا بدهكار و حساب كالاي در جريان ساخت بستانكار مي‌گردد و در زمان فروش آن حساب موجودي كالا بستانكار و بهاي تمام شده ي كالاي فروش رفته بدهكار مي‌گردد.
- موجودي كالا ××
كالاي در جريان ساخت ××
بابت توليد كالا
- ح دريافتي/ نقد ××
فروش ××
ب.ت. فروش رفته ××
موجودي ××
بابت فروش كالا و ثبت بهاي تمام شده‌ي آن
مشكل اصلي در به كارگيري نظام دائمي بهاي تمام شده، تعيين بهاي تمام شده‌ي مواد صادره از انبار است كه در طول سال به دفعات انجام مي‌شود و هر بار كه مواد از انبار خارج شود بايد بهاي تمام شده‌ي آن محاسبه و از حساب موجودي مواد خارج گردد. اين رقم به حساب هاي تمام شده‌ي توليدات شركت منظور مي‌وشد. محاسبه‌ي بهاي تمام شده‌ي مواد صادره از انبار به خصوص در مواردي كه به دلايل شرايط اقتصادي، قيمت‌ها در نوسان دائمي است و مواد به دفعات خريداري مي‌شود تعيين بهاي تمام شده‌ي مواد صادره از انبار نياز به استفاده از روش‌هايي دارد كه رايج‌ترين آن‌ها به شرح زير مي‌باشد:
1- روش شناسايي ويژه
2- اولين صادره از اولين وارده FiFoh
3- اولين صادره از آخرين وارده LiFo
4- ميانگين بهاي تمام شده
روش شناسايي ويژه
اين روش شناسايي جداگانه هر يك از اقلام فروش رفته و هر يك از اقلام موجودي را ايجاد مي‌كند و بهاي تمام شده‌ي اقلام مشخص فروش رفته در بهاي تمام شده‌ي كالاي فروش رفته و بهاي تمام شده‌ي هر يك از اقلام مشخص موجودي در بهاي تمام شده‌ي موجودي‌هاي كالا منظور مي‌شود. اين روش تنها در مواردي كه بتوان خريدهاي مختلف را به طور عيني از يكديگر تفكيك كرد، كاربرد دارد.

لینک دانلود فایل word در قالب doc و docx
به اين ترتيب هر گونه موجودي كالا را مي‌توان به عنوان مقادير باقي‌مانده از خريدهاي خاص شناسايي كرده و بهاي تمام شده‌ي هر يك از اقلام را جهت صورت حساب‌هاي مربوطه به طور جداگانه تعيين كرد.
* مثال
فرض كنيد اطلاعات مرتبط خريد و مصرف نوع خاصي از مواد در شركت آلفا به شرح جدول 1 مي‌باشد.
تاريخ خريد/ واحد بهاي هر واحد مصرف/ واحد مانده/ واحد
01/01/79 م.اول 5 40 - 5
10/01/79 30 50 - 35
12/01/79 - - 20 15
20/01/79 20 60 - 35
25/01/79 - - 15 20

با توجه به اين كه مصارف مواد از نظر فيزيكي به صورت زير بوده است:
مصرف مورخ 12/01/79 شامل 2 واحد از موجودي اول دوره و 18 واحد از خريد مورخ 10/01/79 مصرف مورخ 25/01/79 شامل 15 واحد از خريد مورخ 20/01 79 مطلوب است:
محاسبه‌ي بهاي تمام شده‌ي مواد مصرف شده در بهاي تمام شده‌ي موجود در پايان سال مالي به روش ارزش ويژه


تاريخ خريد مقدار خريد تاريخ مصرف مقدار مصرف مقدار موجود بهاي واحد بهاي تمام شده‌ي مواد مصرفي بهاي تمام شده‌ي مواد موجود
01/01/79 5 موجودي 12/01/79 2 3 40 80 120
10/01/79 30 12/01/79 18 12 50 900 600
20/01/79 20 25/01/79 15 5 60 900 300
جمع 55 35 20 1880 1020

جدول2- بهاي تمام شده‌ي مواد مصرف شده‌ي موجود در انتهاي دوره را به روش شناسايي ويژه نشان مي‌دهد.
روش اولين صادره از اولين وارده FIFO
در اين روش فرض بر اين است كه كالاها بر ترتيبي كه خريداري مي‌كردند به مصرف مي‌رسند، به عبارت ديگر كالاهايي كه ابتدا خريداري يا توليد يم‌شوند، قبل از ساير كالاها مصرف يا به فروش مي‌رسند. بنابراين موجودي‌هاي كالا متشكل از جديدترين خريدها خواهد بود در شرايطي توري استفاده از اين روش نسبت به بقيه‌ي روش‌ها سود بيشتري را منعكس مي‌نمايند.

مثال- مسئله‌ي قبل با روش FIFO محاسبه كنيد.
تاريخ وارده صادره (فروش/ مصرف) موجودي
مقدار بهاي واحد جمع مقدار بهاي‌واحد جمع مقدار بهاي واحد جمع
01/01/79 5 40 200 5 40 200
10/01/79 30 50 1500 5
30 40
50 200
1500
12/01/79 5
15 40
50 200
750 15 50 750
20/01/79 20 60 1200 15
20 50
60 750
1200
25/01/79 15 50 750 20 60 1200
جمع 55 2900 35 1700 20 1200

جدول بالا بهاي تمام شده‌ي مواد مصرف شده و موجودي مواد انتهاي دوره به روش FiFo اقلام دائمي بهاي تمام شده
روش اولين صادره از آخرين وارده LIFO
در اين روش فرض بر اين است كه گردش فيزيكي كلاها به صورتي است كه همواره مواد مصرفي از آخرين خريدهاي موجود مصرف مي‌شود و آن موادي كه ديرتر از بقيه خريداري شده‌اند زودتر از بقيه مصرف مي‌وشند در شرايط تورمي وجود روند صعودي قيمت‌ها تعيين بهاي تمام شده بر اساس روش LIFO سبب افزايش بهاي شده‌ي مواد مصرفي (كالاي فروش رفته) نسبت به ساير روش‌هاي تعيين بهاي تمام شده و در نتيجه كمتر نشان دادن خواهد شد.
مثال- جدول زير را با استفاده از روش LIFO محاسبه كنيد.
تاريخ وارده صادره (فروش/ مصرف) موجودي
مقدار بهاي واحد جمع مقدار بهاي‌واحد جمع مقدار بهاي واحد جمع
01/01/79 5 40 200 5 40 200
10/01/79 30 50 1500 5
30 40
50 200
1500
12/01/79 20 50 1000 15
10 40
50 200
500
20/01/79 20 60 1200 5
10
20 40
50
60 200
500
1200
25/01/79 15 60 900 5
10
5 40
50
60 200
500
300
جمع 55 2900 35 1900 20 1000
به مبدل بالا نگاه كنيد بر اساس اطلاعات موجود در اين جدول بهاي تمام شده كالاي خارج شده از انبار (مصرف شده در جريان توليد) طي فروردين ماه 1650 ريال و بهاي تمام شده موجودي انتهاي دوره، 1000 ريال است وحاصل جمع اين دو رقم كه بايد نشانگر بهاي تمام شده و مواد آماده مصرف باشد 2650 ريال است در حاليكه بهاي تمام شده واقعي خريداري شده و آماده مصرف طبق اطلاعات مندرج در همين جدول 2900 ريال بوده است. اين تفاوت 250 ريالي ناشي از خطايي است كه در اين روش وجود دارد اين خطا به دليل اهميت ندادن به مقادير خريداري شده در هر نوبت خريد مواد است در اين روش بدون توجه به مقادير مواد صرفا بهاي تمام شده هر واحد در نوبت‌هاي مختلف خريد با يكديگر جمع و بر تعداد دفعات تقسيم مي‌شود.
1- 45 2 90، 90 50+40
2- 50 3 150، 150 60+90
روش ميانگين موزون متحرك
در صورتي كه اهميت (وزن) مربوط به مقادير خريداري شده مواد در نوبت‌هاي مختلف نيز در محاسبات دخالت داده شود روش ميانگين موزون متحرك خواهد بود.
مثال جدول زير را با استفاده از روش ميانگين موزون و متحرك محاسبه كنيد.
تاريخ وارده صادره موجودي
مقدار بهاي‌واحد جمع مقدار بهاي‌واحد جمع مقدار بهاي‌واحد جمع
1/1/79 5 40 200 5 40 200
10/1/79 30 50 1500 35 57/48 1700
12/1/79 20 57/48 971 15 57/48 729
20/1/79 20 60 1200 35 11/55 1929
25/1/79 15 11/55 827 20 11/55 1102
جمع 55 2,900 35 1,798 11/55 1,102

روش ميانگين بهاي تمام شده
در مواردي كه مواد اوليه مورد استفاده در جريان توليد متنوع هستند اما هر نوع از مواد در عين اين كه مصرف زيادي دارند تمام واحدهاي آمن مشابه هم هستند و عملا فرقي با يكديگر ندارند. روش ميانگين بهاي تمام شده مي‌تواند كمك زيادي به تعيين بهاي تمام شده مواد مصرفي و موجودي بنمايد.
فرض كنيد در يك مخزن گازوئيل با اضافه كردن مقادير جديدي از اين ماده همه مواد با يكديگر مخلوط مي‌شوند و عملا فرقي ميان واحدهاي مختلف گازوئيل در اين مخزن نمي‌توان گذاشت براي اين قبيل مواد دو روش ميانگين بهاي تمام شده قابل كاربرد است:
1- روش ميانگين ساده (حسابي)
2- روش ميانگين موزون
روش ميانگين ساده
بر اساس اين روش براي تعيين بهايتمام شده مواد مصرف شده درهر مرحله كافي است كه نرخ‌هاي خريد از ابتدا سالي مالي تا تاريخ مصرف را جمع و به تعداد نرخ‌هاي خريد (دفعات خريد) تقسيم نماييم يا حاصل را در تعداد مصرف شده ضرب كنيم تا بهاي تمام شده مواد مصرف شده درهر مرحله را به دست آوريم.

مثال
جدول زير را بااستفاده از روش ميانگين ساده محاسبه كنيد.
تاريخ وارده صادره موجودي
مقدار بهاي‌واحد جمع مقدار بهاي‌واحد جمع مقدار بهاي‌واحد جمع
1/1/79 5 40 200 5 40 200
10/1/79 30 50 1500 35 45 1575
12/1/79 20 45 900 15 45 675
20/1/79 20 60 1200 35 502 1750
25/1/79 15 50 750 20 50 1000
جمع 55 2,900 35 1650 20 1000


فصل چهارم
سيستم‌هاي هزينه‌يابي
1- هزينه‌يابي تاريخي (واقعي)
2- هزينه‌يابي نرمال
3- هزينه‌يابي استاندارد
1- سيستم هزينه‌يابي تاريخي يا واقعي در اين سيستم براي محاسبه قيمت تمام شده محصولات به استناد حواله‌هاي انبار به مقدار و نرخ واقعي دستمزد مستقيم به استناد كارت اوقات كارگران به ساعت و نرخ واقعي و سربار به استناد برگ تجزيه و تحليل به ارزش واقعي ملاك محاسبه قرار مي گيرد بديهي است عملا امكان استفاده از سربارهاي واقعي براي محاسبه قيمت تمام شده محولات بنا به دلايل زير وجود ندارد:
دلايل عدم استفاده از سربارهاي واقعي در محاسبه قيمت تمام شده محصولات
الف- سربارهاي ولاقعي و وصول دوره مالي در اختيار نيستند. مانند عدم وصول بهاي آب و برق و گاز و تلفن و يا مختص نبودن هزينه دواير خدماتي
ب- تحقق در بهاهاي اول دوره مالي يكنواخت نيست مانند تعميرات اساسي ماشين‌آلات ويا ساختمان كارخانه كه ممكن است در يك ماه اتفاق افتد ولي در ماه‌هاي آتي وجود نداشته باشد.
2- سيستم هزينه‌هاي نرمال
در اين سيستم مواد مستقيم و دستمزد مستقيم همانند سيستم هزينه‌يابي تاريخي بوده ولي سربار به ميزان پيش‌بيني شده به شرح زير ملاك محاسبه قرار مي‌گيرد:
چگونگي محاسبه سربار در سيستم هزينه‌يابي نرمال
قبل از شروع دوره مالي نرخ جذب سربار محاسبه مي‌گردد (پيش‌بيني)
نرخ جذب سرباز
مثال
نرخ جذب سربار 1000 ريال محاسبه شد و اين بدين معني است كه اگر براي توليد محصولي 1 ساعت كار مستقيم صرف شود 1000 ريال سربار خواهد داشت مسلما 2 ساعت وقت صرف شود 2000 ريال سربار خواهد داشت.
سربار جذب شده نرخ جذب سربار * ساعات كار واقعي
1000 1000* 1
2000 1000 * 2
3000 1000* 3
1000 نرخ جذب سربار
3- سيستم هزينه استاندارد
در اين سيستم قيمت تمام شده محصول يا محصولات قبل از شروع دوره مالي هم از نظر مواد مستقيم، هم از نظر دستمزد مستقيم و هم از دفترسربار پيش شده و در تمام اول دوره مالي ملاك محاسبه و ثبت قرار مي‌گيرد. بديهي است و در ايان دوره مالي با مقايسه عملكرد واقعي با دواير پيش‌بيني شده مواجه انحرافات مواد مستقيم، دستمزد مستقيم و سربار ساخت به صورت مساعد يا نامساعد و تجزيه و تحليل آن‌ها خواهيم بود.
نرخ جذب سربار كارخانه بر اساس دو عامل زير تعيين مي گردد:
1- براورد سطح توليد
2- برآورد هزينه‌هاي سربار كارخانه
برآورد در سطح توليد
براورد سطح توليد براي دوره مالي آتي بر اساس يكي از ظريت‌هاي زير صورت مي گيرد:
ظرفيت نظري يا ايده‌آل
ظرفيت نظري هر يك از دواير كارخانه، ظرفيت توليد با سرعت كامل و بدون توقف و قطع عمليات است. ظرفيت نظري هنگامي دست يافتني است كه كاركنان وتجهيزات كارخانه يا دايره موردنظر حسب مورد، با حداكثر كارآيي و با استفاده از صددرصد امكانات خود، فعاليت كنند ظرفيت نظري كه ظرفيت ايده‌آل يا حداكثر ظرفيت نيز ناميده مي‌شود غيرواقع بينانه است. زيرا در محاسبه ان توقف‌هاي عادي و اجتناب‌ناپذير تويد كه صرف تعمير و نگهداري ماشين‌آلا. خرابي ماشين‌آلات و رفع نيازهاي نيروي انسان مي‌شود لحاظ نمي‌گردد به همين دلايل ظرفيت نظري نمي‌تواند مبناي قابل قبول براي تعيين نرخ‌هاي از پيش تعيين شده جذب هزينه‌هاي سربار ساخت، قرار گيرد اما مديران از ظرفيت نظري براي كمك به اندازه‌گيري كارآيي عمليات از طريق تهيه و ارائه ارقام ايده‌آل به منظور مقايسه با ارقام و اطلاعات واقعي استفاده مي‌كنند.
2- ظرفيت‌هاي عملي
فعاليت در سطح ظرفيت نظري معمولا غيرمحتمل است زيرا توقف‌هاي غيرقابل گريز در توليد نظير اوقاتيكه به خاطر انجام تعميرات، عدم كارآيي، خرابي ماشين آلات. آماده‌سازي ماشين‌آلات، مصرف مواد اوليه نامرغوب، تأخير در دريافت مواد و ملزومات نبود و غيبت كاركنان مواجه با روزهاي تعطيل، مرخصي كارگنان انجام انبارگرداني و تغييرات از دست رود مانع از دستيابي به ظرفيت نظري مي‌شود موادي كه باعث كاهش ظرفيت نظري در رسيدن به سطح ظرفيت عملي مي‌شود آثار عوامل داخلي شركت است براي رسيدن به ظرفيت عملي آثار عمده عوامل بيروني نظير نبوده تقاضاي مشتريان مدنظر قرار نمي‌گيرد. در واقع ظرفيت عملي، حداكثر بازده‌اي را كه دواير يا قسمت‌ها مي‌توانند به طور مؤثر فراهم گنند منعكس مي‌سازد بنابراين چنانچه مبناي محاسبه نرخ‌هاي از پيش تعيين شده براي جذب هزينه‌هاي سربار ساخت قرار مي‌گيرد هزينه ظرفيت استفاده نشده محصولات و سفارش‌ها تخصيص نمي‌يابد اگرچه سطح ظرفيت علمي در شركت‌هاي مختلف متفاوت است. مديران معمولا ظرفيت عملي را تقريبا 75% الي 90% ظرفيت نظري در نظر مي‌گيرند. در هر حال ظرفيت عملي به واسطه اين كه تأخيرهاي غيرقابل اجتناب در توليد در محاسبه آن لحاظ مي‌شود. بسيار معقول‌تر از ظرفيت نظري است.
ظرفيت واقعي مورد انتظار
ظرفيت واقعي مورد انتظار معرف حجم توليد مورد نياز براي تأمين تقاضاي مشتريان ارسال بعد است. در رويكرد برنامه‌ريزي وكنترل كوتاه مدت با مفهوم ظرفيت واقعي دوره انتظار هماهنگي دارد. نرخ جذب هزينه‌هاي سربار ساخت با استفاده از بازده واقعي مورد انتظار براي دوره آتي محاسبه مي‌شود.
در اين مفهوم كوتاه‌كدت تلاش نمي‌شود كه تغييرات چرخه‌اي در تقاضاهاي مشتريان هموار گردد. و اگر هزينه‌هاي محصول در سياست‌هاي قيمت‌گذاري شديدا اثر بگذار يا اگر در قراردادها به نحوي گسترده از روش بهاي تمام شده به اضافه چند درصد استفاده نشود به كارگيري سطح ظرفيت واقعي مورد انتظار در تجارت‌هاي فصلي يا چرخه‌اي با خطر همراه است هنگام استفاده از سطح فعاليت واقعي مورد انتظار به عنوان مبناي جذب هزينه‌هاي سربار ساخت، هزينه سربار ثابت، هر واحد محصول در دوره‌هاي اوج توليد، كاهش مي‌يابد. در چنين شرايطي قيمت فروش محصولات توليدي در قراردادهاي مبتني بر بهاي تمام شده به اضافه چند درصد از مقايسه محصولاتي كه در دوران كسادي بازار ساخته مي‌شود. پايين‌تر خواهد بود.
به بيان ديگر به كارگيري اين سطح از فعاليت معمولا به استفاده از نرخ‌هاي مختلف از پيش تعيين شده جذب هزينه‌هاي سربار براي دوره‌هاي گوناگون بر اساس افزايش يا كاهش در برآورد هزينه‌هاي سربار و ارقام توليد منجر مي‌شود.
ظرفيت عادي
در رويكرد كنترل و برنامه‌ريزي بلندمدت كه با مفهوم سطح ظطرفيت عادي هماهنگي و همسويي دارد. مقادير صورت و مخرج كسر محاسبه نرخ جذب هزينه‌هاي سربار ساخت با توجه به ميانگين بهره‌برداري از تأسيسات و امكانات عيني در اول يك دوره زماني بلندمدت به گونه‌اي كه سطوح بالا و پايين فعاليت نيز در آن لحاظ و همواره شده باشد درنظر گرفته مي‌شود. مفهوم ظرفيت عادي حاكي از اين است كه هزينه‌هاي ثابت نه تنها به خاطر اين كه حجم توليد در يك دوره كمتر شده است به تعداد حصول كمتري تحميل‌دار مجموع هزينه‌هاي سربار بيشتري به توليدات آن دوره تحليل نشود.
هنگامي كه قيمت برخي از اقلام هزينه‌هاي سربار تغيير مي‌كند نرخ جذب هزينه‌هاي سربار نيز تغيير خواهد كرد. استفاده از مبناي ظرفيت عادي به جاي ظرفيت واقعي مورد انتظار معمولا به معناي اين است كه هزينه‌هاي سرباري كه جذب توليد مي‌شود با هزينه‌هاي واقعي سربار تفاوت دارد. در ظرفيت عادي هم ملاحظات مربوط به دفعاتي كه به خاطر محدوديت‌هاي فروش تلف مي‌شود و هم ناكارآمد بودن تجهيزات نيروهاي مواد لحاظ مي‌گردد. در سطح ظرفئيت عادي و ميانگنيني از تقاضاهاي فروش مورد انتظار در يك دوره بلندمدت شامل نوسانات چرخه اي در نظر گرفته ميشود به همين دليل ظرفيت عادي مبناي مناسبي براي جذب هزينه‌هاي سربار ساخت در اغلب شرايط است.
مبناي جذب سربار كارخانه
پس از انتخاب سطح ظرفيت سطح توليد را بر حسب هر يك از مباني جذب سربار كارخانه مي‌توان بيان نمود.
مباني جذب سربار كارخانه به شرح زير مي‌باشد:
1- مقدار توليد
2- بهاي تمام شده مواد مستيم
3- بهاي تمام شده دستمزد مستقيم
4- ساعت كار مستقيم
5- ساعت كار ماشين
مقدار توليد
در اين روش فرمول به صورت زير درمي‌آيد:

به كارگيري اين مبنا در مواردي قابل انجام است كه توليد كننده يك نوع محصول باشيم:
مثال
فرض كنيم هزينه‌هاي سربار تخميني براي يك دوره زماني به مبلغ 3000000 ريال باشد و براي همين دوره انتظار توليد 15000 واحد كالا را داشته باشيم. حال نرخ جذب سربار براي هر واحد از كالاي توليدي عبارت خواهد بود از:

بهاي تمام شده مواد مستقيم
زماني از اين روش مي‌توان استفاده كرد كه رابطه مستقيم بين هزينه‌هاي مواد مستقيم وهزينه‌هاي سربار كارخانه وجود داشته باشد:

مثال
در صورتي كه سربار تخميني بالغ بر 3000000 ريال و بهاي تمام شده تخميني مواد مستقيم 15000 ريال باشد آن گاه نرخ جذب سربار بر بمناي مواد مستقيم به صورت زير محاسبه مي‌شود:

يعني نرخ جذب سربار مساوي 200 درصد مواد مستقيم است.

لینک دانلود فایل word در قالب doc و docx
بهاي تمام شده دستمزد مستقيم
اين روش در مواقعي كاربرد دارد. كه حتما رابطه مستقيمي ميان بهاي تمام شده دستمزد مستقيم و سربار وجود داشته باشد در برخي از فرآيندهاي توليدي چنين رابطه‌اي به شكل قوي و مستقيم وجود ندارد. به طور مثال ممكن است بخش عمده‌اي از بهاي تمام شده سربار استهلاك تجهيزات توليدي تشكيل دهد يا اين كه برخي ادوار اقتصادي نرخ‌هاي دستمزد، دچار نوسان‌هاي شديد شود. در هر حال فرمول زير مربوط به شرح زير است:

مثال
واگر سربار تخميني همان مبلغ 3000000 ريال و دستمزد مستقيم تخميني بالغ بر 6000000 ريال باشد محاسبه نرخ جذب سربار به صورت زير خواهد بود.

يعني نرخ جذب سربار 50 درصد بهاي تمام شده دستمزد مستقيم است.
6- ساعت كار مستقيم
از اين روش زماني مي‌توان استفاده كرد كه رابطه مستقيمي بين ساعت كار مستقيم و هزينه‌هاي سربار كارخانه وجود داشته باشد اصولا اگر يك دايره توليدي كارگرداني كه يك نوع كار انجام مي‌دهند داراي نرخ هر ساعت كار مستقيم متفاوتي باشند استفاده از ساعت كار مستقيم به عنوان مبناي جذب هزينه‌هاي سربار كارخانه بر هزينه‌هاي كار مستقيم ارجحيت دارد.

7- ساعت كار ماشين
اگر ماشين كارخانه به طور كامل اتوماتيك باشد ساعت كار ماشين مناسب‌ترين مبنا در جهت جذب هزينه‌هاي سربار كارخانه مانند تعمير و نگهداري و استهلاك ارتباط مستقيم با ساعت كار ماشين دارند. فرمول مورد استفاده براي تعيين اين نرخ به شكل زير است:

مثال
با فرض 3000000 ريال سربار تخمين و 12000 ساعت كار ماشين نرخ تضميني جذب 250 ريال در ازاي هر ساعت كار ماشين خواهد بود يعني

سربار واقعي كارخانه
پيش‌بيني هزينه‌هاي سربار كارخانه انتخاب مبنا، سطح فعاليت مورد نظر و محاسبه نرخ جذب سربار همگي قبل از وقوع و ثبت هزينه‌هاي واقعي انجام مي‌گيرد. معذالك هزينه‌هاي واقعي سربار در ارتباط با خريد، درخواست يا مصرف روزانه در دفاتر عمومي، مستقل از تخصيص هزينه‌هاي سربار بر اساس نرخ‌هاي جذب ثبت مي‌شود.
گردآوري هزينه‌هاي سربار واقعي جهت كنترل
سربار كارخانه از اقلام متعددي تشكيل شده است كه توان آن‌ها را به طريق مختلف طبقه‌بندي كرد. سيستم حسابداري و طبقه‌بندي خاص حساب‌ها در يكواحد تجاري به ويژگي‌هاي خاص توليدي آن واحد بستگي دارد. اما بدون توجه به اين تفاوت‌هاي احتمالي، هزينه‌ها معمولا به طور خلاصه در حساب كنترل سربار كارخانه دردفتر كل ثبت و جزئيات حساب دفتر كل معمولا در دفاتر معين سربار منعكس مي‌گردد. دفتر معين مي‌تواند فرم‌ها و اشكال مختلف داشته باشند. در دفتر معين اقلام مختلف هزينه را با توجه به عنوان مشخص انتخابي ان با در نظر گرفتن نوع اقلام هزينه، طبقه بندي و هم‌چنين جزئيات هزينه‌هاي قابل احتساب به هر يك از دواير توليدي و خدماتي نشان داده مي‌شود. بدين ترتيب كنترل دقيق ‌تر هزينه‌هاي سربار امكان‌پذير مي‌گردد. هدف اصلي از گردآوري هزينه‌هاي سربار كارخانه، جمع‌آوري اطلاعات براي مقاصد كنترل باشد. اعمال كنترل به نوبه خود مستلزم:
1- گزارش اطلاعات مربوط به هزينه‌ها به سرپرستان دو دايره
2- مقايسه هزينه‌هاي انجام شده با بودجه‌هاي مربوط به همان سطح فعاليت مي‌باشد.
جمع‌آوري اقلام سربار بر اساس فهرست‌هايي صورت مي‌گيرد كه در آن چگونگي انعكاس اقلام هزينه در حساب‌ها مشخص شده است. اقلام سربار نهايتا به داوير توليدي خاصي مربوط مي‌شوند. در پايان هر ماه يا سال سربار واقعي تخصيص يافته‌تر به هر دايره و سربار جذب شده به آن دايره مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد مقايسه بينن ارقام واقعي و بودجه شده مكن است به محاسبه انحراف هزينه و انحراف ظرفيت بلااستفاده منجرشود.
حساب كنترل سربار كارخانه
هنگامي كه تعداد حساب‌ها بسيار محدود است. مي‌توان آن‌ها را در يك حساب دفتر كل نگهداري كرد. در مواردي كه تعداد حساب‌هاي سربار متنوع باشد كنترل سيستم مشكل خواهد بود. از آن‌جايي معمولا تعداد سرفصل حساب‌هاي هزينه زياد است ما عموما يك حساب كنترل هزينه سربار در دفتر كل نگهداري مي‌شود. و جزئيات حساب‌هاي هزينه در دفاتر معين ثبت مي‌شود. رابطه بين حساب كنترل سربار كارخانه و حساب‌هاي معين مربوطه مشابه رابطه حساب كنترل حساب‌هاي دريافتي با حساب‌هاي معين آن است. پس از انتقال كليه اقلام ثبت شده در دفاتر روزنامه به حساب كنترل سربار در دفتر كل كارهانه طرف بدهكار اين حساب معرف كل سربار واقعي و طرف بستانكار اين حساب بيانگر سربار جذب شده طي روز مي‌باشد.
فرض مي‌شود سرباز واقعي كارخانه برابر با 292000 ريال (جمع ميعن سربار كارخانه) باشد كه رقم مزبور در بدهكار حساب كنترل سربار كارخانه نشان داده شده است سربار جذب شده كارخانه بر اساس 190000 ساعت كار تقسيم واقعي كه طي دوره انجام گرفته (بر اساس ظرفيت مورد استفاده) و بر اساس نرخ جذب سربار 5/1 ريال براي هر ساعت كار مستقيم بالغ بر 285000 ريال خواهد بود.
كنترل سربار كارخانه
29/12) 292000 29/12) 2835000
سرابر واقعي سربار جذب شده

در اين قسمت تفاوت بين بدهكار و بستانكار به صورتي كه در بالا به آن اشاره شد مورد بحث قرار مي‌گيرد تفاوت براي تعيين انحراف هزينهو انحراف ظرفيت بالا استفاده تجزيه و تحليل مي‌گردد.
نحوه جذب سربار كارخانه
سربار كارخانه پس از ثبت موارد و دستمزد مستقيم به سفارشات انجام شده جذب مي‌شود. ثبت روزنامه مربوط به جذب هزينه‌هاي سربار در كارت سفارش يا گزارش هزينه تولي به شرح زير است:
- كار درجريان ساخت 2835000
سربار جذب شده كارخانه 2835000
اقلام منعكس در دفاتر معين (كارت هزينه سفارش يا گزارش هزينه توليد) جزئيات مربوط به سربار جذب شده به سفارشات و دواير رانشان مي‌دهد. با بدهكار شدن حساب كنترل كالاي در جريان ساخت، كل سربار جذب شده به دفتر كل يا دفتر كل كارخانه (در صورتي كه حساب‌هاي كارخانه به طور جداگانه نگهداري مي‌شود) انتقال مي‌يابد سپس حساب سربار جذب شده از طريق ثبت زير به حساب كنترل سربار كارخانه بسته مي‌شود.
- سربار جذب شده كارخانه 2850000
كنترل سرباركارخانه 285000
دو نوع انحراف مستقل داريم براي علل يا علت كسر و اضافه جذب كه به شرح زير محاسبه مي‌شود:
1- انحراف هزينه، انحراف ناشي از بودجه يا عوامل هزينه
2- انحراف ظرفيت بلااستفاه انحراف وناشي از حجم يا عوامل فعاليت
براي توصيف بيشتر و بهتر مساله‌اي را مطرح مي‌كنيم.
اطلاعات مربوط به دايره توليدي الف، كارخانه صنعتي (دلتا) براي يك دور معين به شرح زير است:

ابتدا بايد از مبلغ اضافه يا كسر جذب هزينه‌هاي سربار ساخت براي دوره مورد نظر محاسبه شود. اما براي محاسبه اين مبلغ يك بار ديگر نرخ از پيش تعيين شده جذب هزينه‌هاي سربار ساخت در ابتداي دوره به منظور به كارگيري آن در طول دوره بر اساس اطلاعات برآوردي به شرح زير محاسبه مي‌شود:

اكنون مبلغ اضافه يا كسر جذب هزينه‌هاي سربار ساخت را مي‌توان به سهولت به شرح زير محاسبه كرد:
هزينه‌هاي سربار ساخت جذب شده:
(ريال 150*18900 ساعت) 2835000
هزينه‌هاي واقعي سربار ساخت 2920000
كسر جذب هزينه‌هاي سربار ساخت 85000
حال با عنايت به مطالب بالا مبلغ اضافه يا كسر جذب هزينه‌هاي سربار ساخت را مي‌توان به دو عامل كه علل وقوع آن محسوب مي‌شود به شرح زير تجزيه كرد.
انحراف هزينه: اين انحراف به تفاوت بين قيمت متشكله هزينه‌هاي سربار ساخت بر اساس آن‌چه واقعا رخ داده است مربوط مي‌شودفرمول محاسبه انحراف هزينه به شرح زير است:
مبلغ واقعي هزينه‌هاي سربار ساخت- بودجه مجاز يا تعديل شده هزينه‌هاي سربار ساخت انحراف هزينه

براي رسيدن به براورد يا بودجه مجاز هزينه‌هاي سربار ساخت، بخش هزينه‌هاي متغيير بودجه هزينه‌هاي سربار ساخت بايد بر مبناي ظرفيت استفاده (واقعي) تبديل نشود.
بودجه مجاز هزينه‌ها سربار ساخت
بودجه هزينه‌ها سربار ثابت 1250000
بودجه تعديل شده هزينه‌هاي سربار متغيير بر اساس
ظرفت واقعي (5/87*18900) 1653750
مبلغ واقعي هزينه‌هاي سربار ساخت 2903750
انحراف هزينه- نامساعد 2920000
16250
مبلغ 250/16 ريال انحراف هزينه تفاوت بين هزينه‌هاي واقعي سربار ساخت و برآرد هزينه‌هاي سربار ساخت تعديل شده بر اساس ظرفيت به كار رفته يعني فعاليت واقعي كاركرد به ميزان 900/18 ساعت كار انجام شده توسط ماشين‌آلات را نشان مي‌دهد انحراف هزينه را مي‌توان به عوامل ثابت و متغيير نيز به شرح زير تجزيه كرد:
انحراف هزينه مرتبط با سرباز ثبت ساخت
هزينه‌هاي سربار ثابت بودجه شده 1250000
هزينه‌هاي سربار ثابت ساخت 1200000
50000
انحراف هزينه سربار ثابت- مساعد
انحراف هزينه مرتبط با سرابر متغيير ساخت
بودجه هزينه‌هاي سربار متغير ساخت با توجه به ميزان ظرفيت واقعي
كه برابر با هزينه‌ةاي سربار متغير جذب شده با توليد است:
(5/77×900/18 ساعت) 1653750
هزينه‌هاي واقعي سربار متغيير ساخت 1720000
هزينه‌هاي واقعي سربار متغيير ساخت 66250
جمع انحراف هزينه سربار ساخت نامساعد 16250
اگر مبلغ هزينه‌هاي واقعي سربار ساخت كمتر از بودجه هزينه‌هاي سربار ساخت باشد، انحراف مساعد خودهد بود. چنان چه مبلغ 16250 ريال انحراف نامساعد هزينه از طريق مقايسه برآورد هر يك از اقلام هزينه سربار با هزينه وقايعي آن كه در حساب‌هاي معين هزينه‌هاي سربار ساخت انعكاس دارد، به جزئيات بيشتر تجزيه شود، سودمند خواهد بود.
هزينه‌هاي سرابر ثابت در 5/5% يعني ميزان ظرفيت هدر رفته (5/94 %- 100%) يا از حاصل‌ضرب ساعات بلااستفاده يعني 1100 ساعت روش جذب هزينه‌هاي سربار ثابت ساخت پيش‌هزينه محاسبه مي‌؛ردد
انحراف ظرفيت = [ساعات كار بودجه شده- ساعات واقعي كاركرد] نرخ جذب هزينه سربار ثابت
(ساعت- 20- ساعت 18900) 5/62 انحراف ظرفيت هزينه سربار ثابت
نامساعد (68750) (ساعت 1100) 5/62 انحراف ظرفيت هزينه‌هاي سه بار ثابت
مسئوليت انحراف ظرفيت با مديران اجرايي شركت است زيرا اين انحراف مصرف استفاده كمتر يا بيشتر از تسهيلات و امكانات موجود شركت است علت انحراف ظرفيت اعم از مساعد و نامساعد همواره بايد تعيين شود دلايل احتمالي وقوع آن نيز مشخص شود. يكي از علل بروز انحراف ظرفيت نبود توازن مناسب بين امكانات و تسهيلات توليد و فروش است از سوي ديگر علت وقوع اين انحراف و توازن ناشي از قيمت مساعد باشد كه امكان بازيافت هزينه‌هاي ثابت در سطح پايين توليد را فراهم مي‌سازد.
نحوه حسابداري مبلغ ضاافه يا كسر جذب هزينه‌هاي سربار ساخت
اگر مبلغ اضافه باشد جذب هزينه‌هاي سربار ساخت با اهميت باشد بايد افراد در پايان دوره مالي بين بهاي تمام شده كالاي فروش رفته بهاي تمام شده تا موجودي‌هاي آخر دوره (خاص موجودي كالاي درجه 1 و موجودي كالاي ساخته شده) تخصيص داد. اما اگر مبلغ اضافه باشد جذب هزينه‌هاي سربار ساخت با اهميت نباشد بايد آن را مستقيما به خلاصه حساب سود و زيان يا به بهاي تمام شده كالاي فروش رفته به عنوان درآمد يا هزينه دوره انتقال داد نحوه انتقال مبلغ كسر جذب هزينه سربار ساخت به ميزان 85000 كه به دايره توليد الف كارخانه صنعتي دلتا مربوط مي‌شئد به خلاصه سود و زيان يا به حساب بهاي تمام شده كالاي فروش رفته به شرح زير است:
- خلاصه سود و زيان 85000
بهاي تمام شده كالاي فروش رفته 85000
كنترل هزينه سربار ساخت 85000
كنترل هزينه سربار ساخت 85000
در ثبت حسابداري دوم مبلغ كسر جذب هزينه‌هاي سربار ساخت به ميزان 85000 ريال جز بهاي تمام شده كالاي فروش رفته منظور و ازاين طريق متعاقبا به خلاصه سود و زيان صندوق مي‌شود.
كار ديگر انعكاس مبلغ اضافه يا كسر جذب هزينه‌هيا سربار ساخت در جدول بهاي تمام شده كالاي فروش رفته به عنوان يك رقم تعديلي است.
كارخانه صنعتي دلتا
صورت سود و زيان
براي سال مالي منتهي به پايان اسفند 1383
فروش 16000
كسر مي‌شود بهاي تمام شده كالاي فروش رفته 85000
سود ناخالص 12020000
كسر مي‌شود هزينه‌هاي فروش بازيابي عمومي و اداري 3980000
2500000
سود عملياتي 1480000

فصل پنجم
هزينه هاي سفارش كار
سيستم هزينه هاي سفارش كار در شركت هايي مورد استفاده قرار مي گيرد كه هر محصول مشابه به طور اساسي با هم تفاوت داشته و بر طبق مشخصات دريافتي از مشتريان يا دستور ساخت توليد شود .يك سفارش ممكن است براي يك واحد محصول مانند ساخت يك پل يا يك گروه محصول مشابه مانند ساخت 200عدد از يك صندلي باشد ،شركت هايي كه از سيستم هزينه يابي سفارش كار استفاده مي كنند عبارتند از :
شركت هاي پيمانكاري ،كشتي سازي ،هواپيما سازي ،توليد اثاثيه و چاپخانه ها.از شركت هايي كه داراي محصولات مختلف مي باشند و توليد آنها به شكل چرخه محصول مشابه و متناوب صورت مي گيرد مي توان از سيستم هزينه يابي سفارش كار استفاده نمود.به طور كل در يك كارخانه توليد اثاثه ممكن است در مدت يك ماه در ده روز اول 500عدد صندلي در ده روز دوم ماه 300عدد ميز و در ده روز سوم ماه 250دست مبل راحتي توليد نمود .در چنين شرايطي هر گروه محصول مشابه را مي توان به عنوان يك سفارش تلقي نمود .در سيستم هزينه يابي سفارش كار هزينه هاي توليد(مواد مستقيم ،كار مستقيم و سربار كارخانه) هر سفارش تعيين گردد.
در شكل زير سيستم هزينه يابي سفارش كار را نشان مي دهد .ميانگين قيمت تمام شده يك واحد هر سفارش به قرار زير محاسبه گرديده:
قيمت تمام شده هر سفارش = ميانگين قيمت تمام شده بايك واحد هرسفارش
تعداد سفارش









سيستم هزينه يابي مرحله اي:
هزينه يابي مرحله اي سيستمي است ،براي اندازه گيري و گزارش قيمت تمام شده محصولات مشابهي كه توليد آنها يك سري عمليات توليدي يكنواختي به صورت انبوه و پيوسته صورت مي گيرد.،مانند دايره تراشكاري يا مونتاژ ،معمولاً يك واحد محصول از دو يا چند دايره يا مركز هزينه عبور مي كند تا به انبار كالاي ساخته شده برسد .در هزينه يابي مرحله اي ،هزينه هاي توليد (مواد مستقيم ،كار مستقيم،سربار كارخانه) هر دايره به حساب موجودي كالاي در جريان ساخت همان دايره منظور مي شود . نمونه صنايعي كه از سيستم هزينه يابي مرحله اي استفاده مي نمايند عبارتند از:صنايع كاغذ ،فولاد و شيميايي.
روشهاي هزينه يابي محصول:
هر دو سيستم هزينه يابي سفارش كار و مرحله اي به سه روش واقعي،نرمال و استاندارد قابل اجرا مي باشند.روشهاي هزينه يابي واقعي ،نرمال و استاندارد را مي توان به صورت هزينه يابي متغير (مستقيم) و جذبي اعمال نمود كه به صورت شكل زير خلاصه گرديده است:
روشهاي هزينه يابي محصول
هزينه يابي متغير(مستقيم) هزينه يابي واقعي هزينه يابي نرمال هزينه يابي استاندارد
مواد مستقيم واقعي واقعي استاندارد
كار مستقيم واقعي واقعي استاندارد
سربار متغير كارخانه واقعي بر آورد شده استاندارد
سربار ثابت كارخانه(1) _ _ _
هزينه يابي جذبي
مواد مستقيم واقعي واقعي استاندارد
كار مستقيم واقعي واقعي استاندارد
سربار متغير كارخانه واقعي بر آورد شده استاندارد
سربار ثابت كارخانه واقعي بر آورد شده استاندارد
*
(1)در هر دوره به حساب سود و زيان منظور مي شود.

ثبت هاي حسابداري در سيستم هزينه يابي سفارش كار:هزينه يابي واقعي
ريال ريال ريال
1)موجودي مواد اوليه **
بستانكاران **
بابت خريد مواد اوليه
2)موجودي كالاي در جريان ساخت **
سفارش100 **
سفارش200 **
سفارش300 **
كنترل سربار كارخانه **
مواد غير مستقيم **
موجودي مواد اوليه **
بابت تعداد مستقيم و مواد غير مستقيم مصرف شده
3)كنترل حقوق و دستمزد **
وزارت اقتصاد و دارايي **
سازمان تأمين اجتماعي **
بانك **
بابت حقوق ____ ماه
4)مو جودي كالاي در جريان ساخت **
سفارش 100 **
سفارش200 **
سفارش300 **
كنترل سربار كارخانه **
كار غير مستقيم **
كنترل حقوق و دستمزد **
بابت منظور نمودن هزينه كار مستقيم و هزينه كار غير مستقيم به سفارشات سربار كارخانه

ريال ريال ريال
5)كنترل سربار كارخانه **
استهلاك **
بيمه **
ساير **
بستانكاران **
پيش پرداخت ها **
ذخيره و استهلاك **
بابت هزينه هاي سربار انجام شده
6)موجودي كالاي در جريان ساخت **
سفارش 100 **
سفارش 200 **
سفارش 300 **
كنترل سربار كارخانه **
بابت منظور نمودن هزينه هاي سربار كارخانه به سفارشات
7)موجودي كالاي ساخته شده **
موجودي كالاي در جريان ساخت **
سفارش 100 **
سفارش 200 **
بابت قيمت تمام شده سفارشات تكميل شده
8)قيمت تمام شده كالاي فروش رفته **
موجودي كالاي ساخته شده **
سفارش 100 **
بابت قيمت تمام شده سفارشات كالاها ي فروش رفته
در پايان دوره مالي به قيمت تمام شده كالاي فروش رفته به حساب سود و زيان بسته مي شود .صورت قيمت تمام شده كالاي ساخته شده و فروش رفته به نحوه محاسبه قيمت تمام شده كالاي ساخته شده و قيمت تمام شده كالاي فروش رفته را نشان مي دهد.اين صورت در
واقع حسابهاي صنعتي را در يك دوره حسابداري تجزيه و تحليل مي نمايد . صورت قيمت تمام شده كالاي ساخته شده و فروش رفته در پايان دوره حسابداري صنعتي تهيه مي گردد.

لینک دانلود فایل word در قالب doc و docx
مثال:
شركت توليدي يزد داراي سيستم هزينه يابي سفارش كار مي باشد . موجودي هاي اول فروردين ماه 13xx به شرح زير است:
موجودي مواد اوليه 100000
م.كالاي در جريان ساخت سفارش110
مواد مستقيم 1400000
كار مستقيم 2200000
سربار كارخانه 2500000
6100000
م.كالاي ساخته شده(سفارش110) 9000000
شركت طي فروردين ماه در سفارشي به شماره هاي120_130 دريافت نموده است . مواد اوليه خريداري شده و مصرف شده طي فروردين ماه به شرح زير مي باشد:
مواد اوليه خريداري شده 6000000
مواد اوليه مصرف شده:
مواد مستقيم
سفارش120 2400000
سفارش130 1600000
جمع 4000000
2000000
حقوق و دستمزد بر اساس كارت ساعت كاركرد كارگران و ليست حقوق فروردين ماه به قرار زير خلاصه شده است:
كار مستقيم
سفارش 110 1000000
سفارش 120 4000000
سفارش 130 3000000
جمع 8000000 3000000
ساير هزينه هاي سربار كارخانه طي فروردين ماه 7200000 ريال بوده بر مبناي تسهيم سربار واقعي كارخانه بين سفارشات هزينه كار مستقيم مي باشد . در فروردين ماه سفارشهاي 120،110،تكميل و سفارش110،100 تحويل مشتريان شده است.
مطلوبست:1. ثبت عمليات فوق در دفتر روزنامه و انتقال آهنا به حساب هاي دفتر كل
2. تهيه كارت هزينه سفارش (به شكل T)
3. تهيه قيمت تمام شده كالاي ساخته شده و فروش رفته براي ماه منتهي به 31
فروردين 13XX
1)موجودي مواد اوليه 6000000
بستانكاران 6000000
ريال ريال ريال
2)موجودي كالاي در جريان ساخت 4000000
سفارش 120 2400000
سفارش 130 1600000
كنترل سربار كارخانه 200000
مواد غير مستقيم 200000
موجودي مواد اوليه 4200000
3)كنترل حقوق و دستمزد 11000000
حسابهاي مختلف 11000000
4)موجودي كالاي در جريان ساخت 8000000
سفارش 110 1000000
سفارش 120 4000000
سفارش 130 3000000
كنترل سربار كارخانه 3000000
كار غير مستقيم 3000000
كنترل حقوق و دستمزد 11000000
5)كنترل سربار كارخانه 7200000
حسابهاي مختلف 7200000
ريال ريال ريال
6)موجودي كالاي در جريان 10400000
سفارش 110 1300000
سفارش 120 5200000
سفارش 130 3900000
كنترل سربار 10400000
7)موجودي كالاي ساخته شده 200000000
موجودي كالاي در جريان ساخت 200000000
سفارش 110 8400000
سفارش 120 11600000
8)قيمت تمام شده كالاي فروش رفته 17400000
موجودي كالاي ساخته شده 17400000

قيمت تمام شده سفارشات فروش رفته
سفارش 100 9000000
سفارش 110 8400000
17400000
مطلوبست(2)










شركت توليدي يزد
صورت قيمت تمام شده كالاي ساخته شده و فروش رفته
براي سال مالي منتهي به31 فروردين 13xx (ارقام به هزار ريال)
موجودي كالاي در جريان ساخت اول 6100
اضافه مي شود:هزينه هاي توليدي انجام يافته طي فروردين ماه:
مواد مستقيم:
موجودي مواد اوليه1/1/13xx 1000
+خريد مواد اوليه 6000
مواد اوليه آماده براي مصرف 7000
- موجودي مواد اوليه در 31/1/13xx 2800
مواد اوليه مصرف شده 4200
- مواد غير مستقيم مصرف شده 200
مواد مستقيم مصرف شده 4000
كار مستقيم 8000
سربار كارخانه 10400
جمع هزينه هاي توليدي انجام يافته طي فروردين ماه 22400
قيمت تمام شده كالاي در جريان ساخت طي فروردين ماه 28500
- موجودي در جريان ساخت در 31/1/13xx 8500
قيمت تمام شده كالاي ساخته شده طي فروردين 20000
+موجودي كالاي ساخته شده در 1/1/13xx 9000
قيمت تمام شده كالاي آماده براي فروش 29000
- موجودي كالاي ساخته شده در31/1/13xx 11600
قيمت تمام شده كالاي فروش رفته 17400




سيستم هزينه يابي سفارش كار(گردش حسابهاي صنعتي _ هزينه يابي نرمال)
در سيستم هزينه يابي سفارش كار ، گردش حسابهاي صنعتي براي تبديل مواد مستقيم به محصول تكميل شده يا استفاده از روش هزينه يابي نرمال هزينه هاي مواد مستقيم و كار مستقيم واقعي مي باشند ولي سربار كارخانه بر اساس نرخي كه در ابتداي دوره مالي تعيين شده به حساب موجودي كالاي در جريان ساخت منظور مي شود . علت استفاده از نرخ از پيش تعيين شده سربار كارخانه اين است كه اولاً امكان دارد كه هزينه هاي واقعي سربار كارخانه تا پايان دوره حسابداري صنعتي مشخص نگردد.ثانياً ممكن است بعضي از هزينه هاي سربار كارخانه ماه به ماه به طور قابل ملاحظه اي تغيير نمايد .مانند تعمير ماشين آلات كه ممكن است هر دو ماه يك بار صورت گيرد.استفاده از سربار واقعي كارخانه در هر ماه باعث تغيير قيمت تمام شده يك واحد محصول مي شود . بنابراين به منظور تعيين به مرجع اطلاعات مربوط به هزينه يابي محصول به حد اقل رسانيدن تغييرات هزينه هاي سربار كارخانه ،نرخ از پيش تعيين شده سربار كارخانه از ابتداي دوره مالي محاسبه مي گردد. در سيستم هزينه يابي سفارش كار به علت اينكه قيمت تمام شده هر سفارش را بايد پس از تكميل آن محاسبه نموده استفاده از نرخ از پيش تعيين شده سربار كارخانه ضرورت بيشتري مي يابد.
*در هزينه يابي نرمال ، هزينه هاي واقعي سربار كارخانه در حساب (كنترل سربار كارخانه) ثبت مي گردد. و براي ثبت سربار جذب شده كارخانه از حساب سربار جذب شده كارخانه استفاده مي شود . سربار جذب شده كارخانه هب بدهكار حساب موجودي كالاي در جريان ساخت و بستانكار حساب سربار جذب شده كارخانه منظور مي شود.
رابطه زير محاسبه سربار جذب شده كارخانه را نشان مي دهد:
نرخ از پيش تعيين شده سربار كارخانه*مبناي واقعي=سربار جذب شده كارخانه

هزينه يابي مرحله اي:
هزينه يابي مرحله اي سيستمي است ، براي اندازه گيري و گزارش قيمت تمام شده محصولات مشابهي كه توليد آنها در يك سري عمليات توليدي يكنواخت به صورت انبوه و پيوسته صورت مي گيرد . در هزينه يابي مرحله اي تأكيد اصلي بر روي دايره يا مركز هزينه مي باشد در هر دايره يا مركز هزينه عمليات توليدي مختلفي صورت مي گيرد.مانند:دايره تراشكاري يا مونتاژ معمولاً يك واحد محصول از دو يا چند دايره يا مركز هزينه عبور مي كند تا به انبار كالاي ساخته شده برسد . در هزينه يابي مرحله اي هزينه هاي توليد(مواد مستقيم ، كار مستقيم و سربار كارخانه ) هر دايره به حساب موجودي كالاي در جريان ساخت همان دايره منظور مي شود . و گزارش هزينه توليد براي هر دايره در پايان دوره مالي معين(هفتگي يا ماهانه) تهيه گردد.نمونه صنايعي كه از سيستم هزينه يابي مرحله اي استفاده مي كنند، عبارتند از :صنايع كاغذي ، فولادي و شيميايي
(مراحل تهيه گزارش هزينه توليد)
*براي تهيه كردن گزارش هزينه توليد بايد پنج مرحله به شرح زير صورت گيرد:
1. تهيه جدول مقدار توليد
2. محاسبه مقدار توليدي بر حسب معادل آحاد تكميل شده
3. خلاصه كردن جمع هزينه هاي قابل تخصيص كه شامل قيمت تمام شده موجودي كالاي در جريان ساخت اول دوره و هزينه هاي انجام يافته طي دوره (مواد مستقيم، كار مستقيم، سربار كارخانه)مي باشد.
4. محاسبه قيمت تمام شده يك واحد
5.محاسبه قيمت تمام شده واحدهاي تكميل شده و قيمت تمام شده موجودي كالاي در جريان ساخت پايان دوره.







سيستم هزينه يابي مرحله اي

موجودي كالاي در جريان ساخت:

*معادل آحاد تكميل شده:
مفهوم معادل آحاد تكميل شده اساس هزينه يابي مرحله اي مي باشد در اكثر موارد براي كليه واحدهايي كه طي دوره عمليات توليدي بر روي آنها صورت مي گيرد ،تكميل نمي گردند. بدين معني كه بعضي از آنها در پايان دوره تكميل نشده باقي مي مانند.در اينگئنه موارد بخشي از هزينه هاي توليد بايد در واحدهاي در جريان ساخت پايان دوره تخصيص يابد بنابراين ،جهت تعيين قيمت تمام شده يك واحد جمع هزينه هاي قيد شده را فقط نبايد بر روي واحد هاي تكميل شده تقسيم نمود.بلكه واحدهاي تكميل نشده پايان دوره نيز بايستي در محاسبات منظورگردد . بدين منظور بايد واحدهاي در جريان ساخت پايان دوره را بر حسب واحدهاي تكميل شده بيان نمود.
قبل از محاسبه معادل آحاد تكميل شده درجه تكميل موجودي كالاي در جريان ساخت بايد تعيين گردد. در بعضي از صنايع انجام اين كار ايجاد اشكال نمي نمايد.اما در صنايعي كه امكان تعيين دقيق درجه تكميل موجودي كالاي در جريان ساخت نباشد،آنرا بايد بر آورد نمود.
اگر فرض كنيم در يك دايره توليدي موجودي كالاي در جريان ساخت اول دوره وجود نداشته باشد و طي دوره به روي 990 واحد عمليات توليدي صورت گيرد.وكليه 990 واحد تكميل شوند،معادل آحاد تكميل شده مساوي990 واحد مي باشد.اكنون مثال فوق را كمي تغيير داده و فرض مي كنيم كه از 990 واحدي كه وارد دايره توليد شده 890 واحد آن تكميل گرديده و در پايان دوره 100 واحد از آن لحاظ مواد مستقيم و كار مستقيم و سربار كارخانه 4/1 تكميل باشد.معادل آحاد تكميل شده را مي توان با استفاده از رابطه زير محاسبه نمود:
]درصد تكميل*م.كالاي در جريان پايان دوره[+واحدهاي تكميل شده=معادل آحادتكميل شده
بنابراين :

جدول مقدار توليد معادل آحاد تكميل شده
واحد
موجودي كالاي در جريان ساخت
اول دوره 0
واحدهايي كه طي دوره اقدام به
توليد شده 990
990
موجودي كار در جريان ساخت
پايان دوره 100 (4/1*100)==25
واحدهاي تكميل شده 890 890
990 915
در جدول مقدار توليد رابطه زير هميشه بر قرار مي باشد:

در دايره اول قيمت تمام شده يك واحد به قرار زير محاسبه مي گردد:
قيمت تمام شده يك + قيمت تمام شده يك + قيمت تمام شده يك واحد = قيمت تمام شده
واحد سربار كارخانه واحد كار مستقيم مواد مستقيم يك واحد
روش ميانگين موزون معادل آحاد تكميل شده را مي توان با استفاده از فرمول زير محاسبه كرد:
موجودي كالاي در جريان ساخت + واحدهاي تكميل شده = معادل آحاد تكميل شده
پايان دوره 100%
(در درصد تكميل ضرب شود) (روش اول
در روش ميانگين موزون معادل آحاد تكميل شده مربوط به كل كار انجام يافته تا پايان دوره مي باشد كه شامل كار انجام يافته در دوره جاري و كار انجام يافته در دوره قبل به روي كالاي در جريان ساخت دوره مي باشد.معادل آحاد تكميل شده براي هر يك از عوامل هزينه توليد به طور جداگانه محاسبه مي گردد.
م.در جريان + م.در جريان + واحدهايي كه در طي + م.كالاي در جريان = معادل آحاد
ساخت اول ساخت پايان دوره تكميل شده اند ساخت اول دوره تكميل شده
دوره * *
* در صد تكميل در صد تكميل شده در اين دوره
در صد تكميل كار انجام يافته دوره جاري
شده دوره قبل
كار انجام يافته دوره قبل
محاسبات مربوط به تهيه گزارش هزينه توليد دايره دوم به روش ميانگين موزون:
در دايه دوم يا هر دايره كه واحد تكميل شده دايره اول به آن منتقل مي شود ، قيمت تمام شده يك واحد براي مواد مستقيم ، كار مستقيم و سربار كارخانه دقيقاً مانند دايره اول محاسبه مي گردد. واحدهايي كه از دايره اول به دايره دوم منتقل مي گردد داراي هزينه هاي انتقالي از دايره اول مي باشد . در دايره دوم قيمت تمام شده يك واحد براي هزينه هاي انتقالي نيز محاسبه مي گردد.
هزينه هاي انتقالي در هزينه هاي انتقالي در موجودي قيمت تمام شده يك
دوره جاري + كالاي در جريان ساخت اول دوره = واحدهزينه هاي انتقالي
واحد هاي تكميل شده + واحدهاي در جريان ساخت پايان دوره
يا
هزينه هاي انتقالي + هزينه هاي انتقالي در موجودي
در دوره جاري كالاي در جريان ساخت اول دوره
واحد هاي اضافه + واحدهاي انتقال يافته + واحدهاي در جريان
به دايره در دوره جاري ساخت اول دوره
در دايره دوم قيمت تمام شده يك واحد به قرار زير محاسبه مي گردد:
قيمت تمام شده + قيمت تمام شده يك واحد + قيمت هاي تمام شده + قيمت تمام شده = قيمت تمام شده
يك واحد سربار كار سيستم يك واحد مواد مستقيم يك واحد انتقالي يك واحد
*ميانگين موزون و اولين صادره از اولين وارده FIFO
در سيستم هزينه يابي مرحله اي در صورت موجودي كالاي در جريان ساخت ابتداي
دوره براي تعيين قيمت تمام شده واحدهاي تكميل شده و واحدهاي در جريان ساخت پايان دوره از روش زير مي توان استفاده نمود:
1 _ ميانگين
2 _ FIFO
1)ميانگين :
در هزينه يابي ميانگين ، قيمت تمام شده موجودي كالاي در جريان ساخت اول دوره به عوامل تشكيل دهنده هزينه هاي توليد تفكيك و با هزينه هاي انجام يافته طي دوره جمع مي شود ، تا كل هزينه هاي مواد ، دستمزد ، سربار به دست آيد. از تقسيم جمع هزينه هر يك از عوامل هزينه ها توليد بر معادل آحاد تكميل شده به روش ميانگين موزون قيمت تمام شده يك واحد به دست مي آيد . در اين روش قيمت تمام شده واحدهاي تكميل شده از حاصل ضرب قيمت تمام شده يك واحد در واحدهاي تكميل شده به دست مي آيد.
كار در جريان پايان دوره + تكميلي طي دوره + تكميلي اول دوره = فرمول(1)
* * *
درصد تكميل 100% 100%
كار در جريان پايان + واحدهاي تكميل شده = فرمول(2)
* *
درصد تكميل 100%
2)FIFO
روش فايفو و ميانگين با هم فرقي نمي كنند فقط در روش فايفو كار در جريان اول نقش دارد. بدين منظور هزينه كار در جريان ساخت اول دوره را به روش FIFO لازم نيست به تفكيك عوامل موجود در آن ، در جدول هزينه ها نوشته شود . در روش FIFO فقط كافي است هزينه هاي اضافه شده طي دوره بر معادل آحاد توليد به روش FIFO تقسيم گردد.
تكميلي در طي دوره + كار در جريان پايان دوره + تكميلي اول دوره = فرمول(1)
* * *
100% درصد تكميل درصد تكميل
كار در جريان اول دوره + كار در جريان ساخت پايان + واحدهاي تكميل شده = فرمول(2)
* * *
درصد تكميل دوره قبل درصد تكميل 100%

لینک دانلود فایل word در قالب doc و docx
لینک مرجع